امروز

 

ما همواره بی رقیب مانده ایم چون واقعیت ها را می گوییم نه رویاها را ...         مدیریت ارتباط داده های مهاباد

  مهاباد    
 

موقعیت جغرافیایی و تاریخی
شهرستان مهاباد با مساحت ۲۵۹۱ کیلومتر مربع و 197،441 نفر جمعیت (بر اساس سرشماری سال 1385) در موقعیت طول جغرافیایی ۴۵ درجه و ۴۳ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۴۶ دقیقه شمالی از نصف النهار گرنویج قرار گرفته و با دو بخش، مرکزی و خلیفان دارای ۲۲۴ روستای دارای سکنه می‌باشد. مهاباد دارای آب و هوای کوهستانی با زمستانهای سرد و تابستانهای نسبتاً معتدل و چهار فصل بسیار جذاب است، رودخانه مهاباد از داخل شهر عبور می‌کند.
نام شهرستان مهاباد در گذشته به دلیل حاکمیت ترکان قاجار ، به زبان ترکی ساوجبلاغ(در لهجه مهابادی: سابلاغ) بود که در زمان حکومت رضاخان به نام اصلی و باستانی خود یعنی مهاباد تغییر داده شد. دربارهٔ واژه مهاباد تاکنون تعبیرات و معناهای گوناگونی گفته‌ شده‌است. مهاباد را مادآباد نیز گفته‌اند که این تعبیر هیچ گونه دلیل قابل قبولی همراه ندارد. این شهر را مه‌آباد نیز گفته‌اند که اگر به معنای جایی باشد که همیشه مه آلود است این تعبیر نیز با واقعیت وفق نمی‌کند. در فرهنگ فارسی برهان قاطع درباره واژهٔ مهاباد چنین نوشته شده‌است که نام اولین پیغمبری است که به عجم مبعوث شد و کتابی آورد که آن را «دساتیر» خوانند. بعضی نیز براین اعتقاد هستند که مهاباد به معنای جایی است که بزرگان آن جا را آباد کرده‌اند. این منطقهٔ قدیمی در زمان‌های پیشین مرکز نواحی کردنشین بوده و بطلیموس آن را داروشاه و راولیستون به نام داریاس نامیده‌است. امروز در ۳ فرسخی شهر فعلی، روستایی به نام دریاز (دریاس) مشهود است که از قرار معلوم شهر داریاس در همین نقطه واقع بوده‌است. در عصر هخامنشی منطقه، بخشی از امپراتوری عظیم هخامنشی بود و بعد از آن در زمان اسکندر بخشی از آتوپاتن ماد بود که ژنرال هخامنشی آتروپات و سپس جانشینانش بر آن جا حکومت کردند. در دوره صفویه ایالات غرب ایران میدان مبارزه و برخوردهای دو امپراتوری صفویه و عثمانی بود و حکام محلی در ولایات باختر به مقتضای توانایی یکی از دو امپراتوری هر بار تابع یکی از آن‌ها می‌شد. این شهر در گذشته بر اثر زلزله‌ای نابود و دوباره ساخته شد. پیرامون این شهر آثار تاریخی متعددی وجود دارد.



تحقیقات مورخین و آثار کشف شده توسط باستان شناسان حاکی از آن است که منطقه شهرستان مهاباد حداقل از سده‌های اول هزاره اول پیش از میلاد مسیح یکی از مناطق مسکونی ایران باستان بوده‌است. یکی از این آثار کتیبه‌ای به خط میخی منسوب به (مینوآ) می‌باشد که بین سالهای ۸۱۲ تا ۷۷۸ قبل از میلاد سلطنت داشته‌است. کتیبه مذکور تا سال ۱۸۹۰ موجود بوده‌است. آثار دیگری مانند پلکان‌های سنگی و راهروهای زیرزمینی مشهور به برده کنته کشف گردیده که بر نفوذ و هجوم قوم دیگری بنام وانیها به منطقه دلالت دارد. از دوره مادها نیز آثاری از جمله یک گور بنام فقرهقا (فرهادگاه) بجامانده‌است. بررسی آثار برجای‌مانده از زمانهای دور گذشته، نشانگر این امر است که تمدن و شهرنشینی در این منطقه از دوره مادها بوجود آمده‌است.
بخش مهمي از سکنه شهرستان مهاباد از اکراد مکري هستند و ايلاتی از قبیل منگور، مامش ، گورک ، پيران ،سوسني ، ملکاري ، برياجي ، پژدري ، مرگه اي ، دهبکري ، بيگ زاده ، بابان ، خانزاده ها و بلباس در اطراف مهاباد ساکن هستند .
زبان و مذهب مردم مهاباد
مردم مهاباد به زبان کُردی و به لهجه مکری يا مکريانی سخن می گويند . زبان مادها زبان کُردی مکری امروزی بود، همچنانکه زند و اوستا که به زبان مادی نوشته شده‌اند.خيلی‌نزديک به لهجه مکری هستند و اين نظريه را راهوارت و دارمستتر تأييد کرده‌اند. به قول استرابون مورخ نامدار يونانی، پس از اينکه ماد و پارس‌ها از سرزمين های اورال و سرزمين های ماوراء قفقاز به فلات ايران آمدند شايد دارای زبان واحدی بوده اند، به همين جهت در کتيبه‌های هخامنشی با لغات فروانی برخورد می‌کنيم که به زبان کُردی امروز مشابهت دارند.

آثار و ابنيه تاريخي شهرستان مهاباد
در 1308 هجري قمري بوداق سلطان در آخر پادشاهي شاه عباس اول صفوي حكومت مكري را به دست گرفته و مهاباد را مركز فرمانروايي خود كرد . او ( بداق سلطان ) آثاري چون «پردي‌سور » يا پل سرخ ( 1079 هجري قمري ) و « مزگوتي سور » يا مسجد سرخ ( 1089 هجري‌قمري) از خويش به يادگار مانده است . شهر مهاباد به دليل قرار گرفتن در جنوب غربي درياچه اروميه و ميان راههاي ارتباطي شهرهاي اروميه به مياندوآب ، سقز و سردشت ، جايگاه ويژه اي داشته و محل برخورد راههاي آذربايجان غربي، آذربايجان شرقي و كردستان است كه ايجاد سد مهاباد نيز در رشد و گسترش شهر اهميت ويژه اي داشته است . شهر مهاباد و پيرامون آن از ديرباز خاستگاه صدها سياست پيشه، سردار، دانشمند، شاعر، عارف، پهلوان، هنرمند و ... از جمله استاد ملاحسين مجدي، استاد احمد ترجاني‌زاده ، حسین حزني موکریاني، قاضي محمد ( رهبر سیاسی ) ،استاد عبدالرحمن شرفكندي (هه‌ژار) ، محمد قاضي (نویسنده‌ و مترجم ) ، دكتر جواد قاضي، سيد محمد امين شيخ الاسلامي مكري (هێمن)، و ... بوده است.

مسجد جامع مهاباد
زيباترين و جالبترين اثر تاريخي بجاي مانده از دوران صفوي در منطقه غرب و شمال غرب ايران مسجد جامع مهاباد يا مدرسه شاه سليمان مي‌باشد كه اكنون در قلب شهر قرار گرفته است و خطبه‌هاي نماز جمعه شهر در آن برگزار مي شود ، اين مسجد كه اساساً به عنوان مكان تعليم علوم ديني آن زمان در شهر مهاباد كه قديمي ترين و متمركزترين شهر منطقه بوده بوجود آمده است در زمان شاه سليمان صفوي و فرمانروايي تنها سلطان و حكمران نيكوكار منطقه كردستان يعني بداق سلطان ساخته شده است.( بداق سلطان از نوادگان صارم‌بيگ و فرزند شيرخان مي باشد ) كه زمان ساخت اين مسجد زيبا به سال 1809 هجري قمري بر مي‌گردد كه مساحت كلي اين مسجد با حجره هاي رو به حياط و يك سردر ورودي و يك حوضخانه در ضلع جنوبي 1259 متر مربع است . شبستان زيباي آن كه مقدمه‌اي بر شبستان مسجد وكيل شيراز است داراي ده ستون سنگي نخودي رنگ است كه ارتفاع هر يك از آنها 60/2 سانتي متر است و بصورت يك پارچه و دو پارچه قرار دارد و سقف سرستونها مربع و طول هر ضلع هفتاد سانتي متر است و غير از پايه هاي مسجد و اين ستونها و كف حجره هاي بيروني كه از نوع سنگهاي ذكر شده ( نخودي رنگ ) پي ريزي شده اند و بقيه بنا كلاً از آجر قرمز چهارگوش و ملات و گچ وش و غيره است .پشت بام اصلي مسجد را هيجده گنبد آجري نيم كره اي پوشانده كه سابقاً با ناودان هاي سنگي آبريز آن ميسر شده بود . محراب آن در بخش شمالي قرار دارد و طبقه دوم آن كه بخشي جزئي را شامل مي شود ويژه نماز گزاران زن است كه با بخش اصلي تفاوت كلي دارد . صحن حياط مشتمل بر حجره هاي متعدد است كه قرينه ورودي آن را حوضخانه اي زيبا تشكيل مي‌داد ، اما متاسفانه بر اثر سهل انگاري گنبد و طاق اين حوضخانه به كلي از بين رفته بود كه در چند سال اخير مجدداً به همان فرم و شكل اوليه بازسازي شده است .

مقبره شمس برهان
مرقد شمس برهان در روستاي خانقاه و در منطقه سردسير قرار دارد كه اصولاً نواحي كردستان به لحاظ كوههاي مرتفع داراي آب و هوايي معتدل در تابستان و بسيار سرد در زمستان است . اين مرقد در 35 كيلومتري جاده مهاباد به بوكان در سمت راست جاده مذكور در يك راه فرعي بطول تقريبي 7 كيلومتر قرار دارد . بنا به اظهار روحاني روستا كه متولي مرقد و نوه شمس برهان است و نيز شيوه هاي معمول در صفه سازي و ساختمان سازي و بكارگيري تزئينات دو طرف ايوان قدمت بنا بيشتر از 100 سال به نظر مي رسد ، ولي تعيين قدمت و تاريخچه دقيق آن در اثر مطالعات بيشتر ، ميسر مي باشد . ساختمان بنا بصورت چهارگوش بوده و مصالح بكار رفته در آن عبارتند از سنگ هاي آهكي تراشيده شده و تيرهاي قطور چوبي كه داراي سقفي مسطح است . تهويه دروني و نور داخل مقبره بواسطه پنجره‌هايي كه در شمال و جنوب آن تعبيه شده انجام مي‌پذيرد ، لبه بام از چهارضلع با چوب بصورت كنسول ساخته شده و در داخل ايوان دو طاقچه بصورت گچبري مشاهده مي‌شود ، جبهه دروني با اندود گچ ساده و جبهه خارجي بوسيله سنگهاي تراشدار تزئين داده شده است. اين مكان مذهبي محل اجتماع مريدان و سالكان طريقت نقش بندي است .

مقبره بداق سلطان
«بداق سلطان» يا «بداغ سلطان» كه نام وي در تاريخ اجتماعي منطقه هميشه به نيكي برده شده فرزند شيرخان و از نوادگان صارم بيگ مكري است كه به واسطه آثار ارزشمند تاريخي كه از خود به جاي گذاشته نام وي درخشندگي خاصي نسبت به اسلاف و اخلا ف خويش دارد. بداغ سلطان در زمان شاه سليمان صفوي مي‌زيسته است و بسيار مورد توجه و احترام او بوده و نزد مردم به علت خدماتي كه به آنها و خاك مكري انجام داده محبوبيت زيادي داشته است. محدوده حكمراني ايشان از دامنه كوه (قنديل) مرز ايران و عراق تا مراغه در آذربايجان شرقي و از آنجا تا اروميه گسترش يافته بود و در دامنه‌ي كوه ييلاقي قنديل مرتع و چراگاه و اغنام و احشام ايلات و چادرنشينان به نام (يورت بداق) هنوز به زبان تركي بر سر زبانها باقي است. آرامگاه بداق سلطان يكي از بناهاي زيبا و ارزشمند تاريخي و معماري دوره صــفويه‌اسـت. اين‌بنا در جنوب شهر مهاباد بر روي تپه‌اي واقع شده است. آنجا قبرستانيست كهنه كه به واسطه قرار گرفتن آرامگاه بداغ سلطان در آن، قبرستان (بداغ سلطان) ناميده مي شود و همچنين به گومبه زان (گنبدان) نيز مشهور است.
در نزديكي اين بنا، ويرانه ي بناهايي به چشم ميخورد كه از نظر معماري بسيار به آرامگاه بداغ سلطان شبيه مي‌باشد و چنين به نظر ميرسد كه اين بناها با آرامگاه بداغ سلطان در ارتباط بوده باشند. شايد اين بناها را براي حفاظت از آرامگاه و خدمت به شيفتگان و دوستداران و زوار بداغ سلطان ساخته باشند. آوازه‌ي نام وي در سراسر كردستان و نواحي ديگر پراكنده است مردم از نواحي دور و نزديك در روزهاي تعطيل و مخصوصاً چهار شنبه ها به زيارتش مي‌شتابند و او را صاحب كرامت مي‌دانند. هركس گذرش به مهاباد اين شهر مرموز و فراموش شده بيافتد، حتماً به زيارت اين بزرگمرد مي‌رود و ساعتي چند در كنار آرامگاه جاويدش به راز و نياز با معبود خويش مي‌پردازد و بداغ سلطان را واسطه آمرزش گناهان خويش قرار مي‌دهد. در مورد كرامات بداغ سلطان روايات چنداني بر زبانهاست. بناي آرامگاه كنوني قبل از تصدي حكومت نامبرده و احتمالاً در دوره شيرخان بنا شده اما آنچه مسلم است بافت كنوني در زمان حكومت وي با تمام رسيده و هم اكنون گورزير گنبد و در حقيقت مقبره مياني متعلق به وي مي‌باشد. اين بناي تاريخي كه دست ويرانگر زمانه بخش زيادي از آن را در معرض انهدام قرار داده بود. با زيربناي 485/135 متر در ابعاد 9/7 در 5/17 با پي سنگي و گنبد آجري ساخته شده است. اصل بنا به صورت شمالي ـ جنوبي احداث گرديده كه طي مرور زمان و عدم مراقبت بر اثر جنگهاي مكرر و ناامنيهاي منطقه اي بخش اعظم آن فرو ريخته بود بعد از گذشت سيصدوپنجاه سال از عمر آن در اواخر فروردين 1380 شمسي نخستين كلنگ بازسازي دوباره آن به زمين خورد.
گنبد بداغ سلطان با آجر قرمز ساخته شده است و حدود شش متر ارتفاع دارد و به وسيله دري ابتدا به دهانه يا دهليز گنبد و سپس به خود گنبد مي‌توان وارد شد مصالح به كار رفته در اين بنا تركيبي از سنگ، آجر قرمز چهار گوش ملات ـ ماسه و آهك و دقيقاً بر اساس فرم معماري مقابر دوره صفوي است كه از سه قسمت شمالي جنوبي و گنبد دوار مركزي تشكيل شده است. جهت آن شمال ـ جنوب است كه ورودي شمالي در سالهاي بعد از احداث تخريب شده بود كه با حفاري اوليه نمايان گشته است. اين بنا مجموعاً داراي هفت پايه‌ي تزئيني در قسمت شرق و غرب با طاقنماهاي تزئيني ورود ايوان شمال و جنوبي مي‌باشد.
گنبد اصلي به فاصله 20/1 متر مازاد در قسمت شمالي و تقريباً در مركز بنا قرار گرفته است. قبور پيدا شده در كنار و اطراف آن نمايانگر يك دوره ي مشابه مي‌باشد. بداق سلطان در اين مكان به خاك سپرده شده و احتمال مي‌رود يكي از قبور متعلق به شخص نيكوكار و خيّري باشد كه مورد تقديس اهالي بوده و شايد به همين مناسبت اكنون به صورت زيارتگاهي براي عامه مردم در آمده است. در نزديكي اين بنا قبر كهن ديگري نيز وجود دارد كه مردم به زيارت آن آمده و مشخص نيست كه اين قبر كهنه آرامگاه چه كسي است. آقاي پدرام ضمن خاكبرداري و نظارت بر بازسازي بنا تكه اي از لوح شكسته‌ي بداغ سلطان را با ذكر تاريخ سال 1111 هجري قمري يافته است. با استناد بـــه اين سند ارزنده مي‌توان دريافت كه بداغ سلطان اين مرد نامي در سال 1111 هجري قمري رخت از جهان بربسته است. امروزه گنبد بداغ سلطان مكري پذيراي مشتاقان و توريستان و جهانگردان است و از سوي سازمان ميراث فرهنگي اقداماتي از قبيل ديواركشي محدوده ي گورستان بداغ سلطان و نصب تابلوي راهنما به دو زبان فارسي و انگليسي و نيز كفپوشي محدوده بنا انجام گرفته است. اين بنا در فهرست آثار ملي ايران ثبت گرديده است و يكي از چند آثار ارزشمند تاريخي شهر مهاباد ميباشد.

سنگ نبشته برده روخاو
در فاصله 35 كيلومتري شهر مهاباد و در غرب روستاي تالاو و جنوب شرق روستاي دليكداش و دقيقاً در جنوب قريه شيرين آوه در كنار كانال آبياري دشت حاجي حسن مجموعه سنگ هايي ديده مي شود كه اصطلاحاً به زبان كردي « برده روخاو » نامگذاري شده است و آن متشكل از سنگهايي است كه در اثر حادثه اي ( احتمالاً زلزله ) فروپاشي نموده و به حالت فعلي در آمده اند و به همين جهت به برده روخا و يا سنگ هاي ريخته شده شهرت يافته است . كلمه دليكداش تركي هم به همين مناسبت بر روستاي فوق اطلاق گرديده است . آب فراوان در اين منطقه مي توانست منبع حياتي خوبي را در گذشته جهت شكوفايي تمدن هاي پيشرفته بوجود آورده باشد . مجموعه برده روخاو در ميان خود يك سنگ بسيار بزرگ را جاي داده كه بر قسمت صاف شمالي آن كتيبه‌اي با ابعاد 30 × 50 سانتي متر و به عمق 3 سانتيمتر كنده شده و خطوطي بر آن منقوش است اين كتيبه تقريباً در 45 درجه و 52 دقيقه شرقي از نصف النهار گرينويچ و 36 درجه و 57 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. خطوط حك شده بر سنگ زياد خوانا نيست . اما اين خطوط تقريباً به خطوط آرامي ( متن آويستايي ) اندك شباهتي دارد ، يكي دو كلمه هم با خطوط كوفي مشابهت دارد ، اما در مورد هيچ كدام نمي توان اظهار نظر قطعي نمود. ولي به نظر مي‌رسد اگر از خطوط كشف رمز گردد ، احتمالاً متعلق به دوره ساساني و خطي مشابهت با كتابت آويستايي مي‌باشد . چرا كه در دوران حكومت ساسانيان اين منطقه از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده است و مخصوصاً در اواخر اين حكومت ، منطقه دستخوش مبارزات ميان روميان هراكليوسي و ايرانيان كسرايي بوده است. مي توان اظهار نظر نمود كه اين كتيبه نيز كه بيشتر از چند خط نيست يادگار دوران ساساني باشد. مزيد بر اين علل شيوه سنگ تراشي در كتيبه مذكور با شيوه سنگتراشي دوره ساساني در نقش رستم و طاق بستان تقريباً يكساني دارد .

خره هه‌نجيران
اين سنگ نوشته در 28 كيلومتري جنوب شهر مهاباد در كناره چپ جاده مهاباد ـ سردشت و تقريباً در ارتفاع 1330 متري از سطح دريا قرار گرفته است واژه كردي خره به معني « دره كوچك » و هه‌نجير همان « انجير » است كه نشان مي دهد در گذشته درختان انجيري در اين منطقه وجود داشته است و به مرور به علت كثرت دامداري منطقه و وجود احشام فراوان به تدريج درختان مذكور از بين رفته است. در بين مجموعه سنگ هاي خره هنجيران كه از بقاياي دوران سوم زمين شناسي است ، بزرگترين سنگ كه حكاكي در آن صورت گرفته در قلب اين مجموعه قرار گرفته و سنگ هاي ديگر در قسمت فوقاني آن قرار دارند . يكي ديگر از سنگ ها در فاصله 50 متري سنگ بزرگ در قسمت شرقي قرار دارد. حكاكي موجود در سنگ بزرگ نشان مي دهد كه مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد است يعني قدمتي حدود 4000 ( چهارهزارسال ) دارد و دليل آن هم يكي دو مورد از حكاكي‌ها نشان دهنده شخصي سوار بر حيواني است كه قاعدتاً بايد اسب باشد و چون هنر اسب سواري ويژه ايرانيان يا آريايي‌هاي مهاجر است كه به ديگر اقوام سرايت نموده است تاريخ قيد شده را تاييد مي‌كند. شواهد ديگري حاكيست كه سنگ‌ها در دوراني حكاكي شده‌اند كه انسانها بر فراز كوهها و ارتفاعات در ميان جنگلهاي نيمه انبوه زندگي مي‌كرده‌اند كه هنوز آب دره‌ها فروكش نكرده و دشت‌ها بصورت فعلي در بسياري از مناطق يا حداقل در اين منطقه پديدار نشده اند كه اصطلاحاً اين دوره را « دوره غارنشيني و جمع‌آوري غذا » مي‌نامند .

فخريگاه (فقره‌قا)
در حدود 15 كيومتري شمال شهرستان مهاباد و در جنوب روستاي اگريقاش اثر تاريخي و باعظمت فقره‌قا كه بصورت يك دخمه سنگي در دل كوه مي‌باشد و شمالي‌ترين آرامگاه از مقابر دوران ماد است و بر دشت وسيع شهرويران مشرف مي‌باشد، واقع شده است.
اين آرامگاه داراي چهار ستون سنگي، دو پله، سه قبر، و ارتفاع آن از دامنه كوه 5/3 متر مي‌باشد. مورخان احداث اين بنا را بين سالهاي 660 تا 840 قبل از ميلاد دانسته‌اند و گريشمن باستان‌شناس معروف بناي مزبور را مربوط به مقبرة يكي از شاهزادگان مادي به نام فراورتيش پدر دياكو اولين پادشاه ماد مي‌داند. هرودوت، مورخ يوناني مي‌گويد: اين شاهزاده در سال 653 قبل از ميلاد با آشوريان كشته شده و در اين محل دفن گرديده است. ساكنين محل برخلاف اعتقاد مورخين مي‌گويند: اين دخمه بزرگ كه در دل كوه كنده شده، مدتي اقامتگاه فرهاد بوده و اين عاشق شوريده حال مدتي زماني كه در اين محل اقامت داشته و به ياد معشوق حجاري‌هايي كرده و احتمالاً فقره‌قا مخفف فرهادگاه مي‌باشد.
 

 

 

 

 
 

   سیروان رایانه(ISP)

    زاگرس نت (ISP)

   عصر ارتباطات (ISP)

   دانشگاه آزاد مهاباد

   دانشگاه پیام نور مهاباد

   افق رایانه (ISP)

   کورد سرور

    سازمان سنجش آموزش کشور

   دانشگاه پیام نور - گلستان

   مرکز آزمون دانشگاه آزاد

 

Google

در اين سایت
در كل اينترنت

 

 

 

 

 

 

Copyright © 2009 Mahabad Data Communication
All Rights Reserved